تبلیغات
:.: دست نوشته ها - Israel, Swiss and etc :.:

it's so stupid
Every body knows what's coming
But they go through the motions anyway
what a waste of time

1- ارتش سوئیس یه ارتش ثابت پانصد هزار نفریه
باقی مردم غیر نظامی طی دوره های سه ماهه، از آخرین اطلاعات نظامی روز دنیا با خبر شده و با فنون مختلف نابود کردن ِ دشمن آشنا می‌شن
اما سوئیس همیشه در جنگهای بین المللی بی طرف بوده و سایر کشورها به عنوان یه کشور صلح طلب و امن می‌شناسنش و مقر اکثر سازمانهای بین المللی هم به همین خاطر توی سوئیس واقع شده
(از شکلات و شمشای طلا و آب و هوا و بانکهاش هم بگذریم)

و اسرائیل ...
در اسرائیل همه مردم نظامی محسوب می‌شن و دختر و پسر هم نداره
مردم (به غیر از متولیان امور دینی و دیوانه ها و معلولین) باید برای سه سال به سربازی برن
بعد از اون هم تا سن پنجاه سالگی هر سال یک ماه باید در ارتش خدمت کنن و بعد از پنجاه سالگی هم در مواقع اضطراری و جنگی به عنوان نگهبان از شهر محافظت می‌کنن...

و چقدر این دو کشور از نظر نظامی شبیه و از باقی جهات متفاوتند
از شکل گیری و اصالت و نحوه ی رفتار و تعامل با دنیا ... تا آرمانها و آرزوهای مردمشون...

توضیح: شاید بعضی از دوستان بگن که آخه اسرائیل چه ربطی به شقیقه داره!
باید عرض کنم که بنده داشتم یه مطلبی راجع به ارتش سوئیس می‌خوندم و خب برام جالب بود ... بعد یاد قانون‌ها و تاریخچه‌ی نظامی‌گری توی اسرائیل افتادم و گفتم بد نیست شما هم بدونید.

2- راستش این برام جالبه که تا حالا در تاریخ جنگ‌های اسرائیل، هیچوقت جنگی اینقدر طولانی نشده
یعنی در واقع اسرائیل مثل عقرب توی همون روزهای اول کار رو به هر صورتی بوده تموم کرده و بارزترینش هم جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل(1967) بوده

فکر کن ...
الان کل ملت عرب که در واقع چند تا کشور می‌شن نتونستن یا نخواستن با اسرائیل در بیوفتن و از روی بی‌غیرتی و فرومایگی شیوخ ِ قطورشون فقط نگاه کردن.
بعد یه گروه چریکی که تفکرات چپ هم نداره خیلی بیشتر از اون‌چیزی که رووش حساب باز کرده بودن داره خودش رو نشون می‌ده ...

بنده همینجا به مردم لبنان که یه نیروی مقاومت مردمی به اسم حزب الله رو به اینجا رسوندن تبریک می‌گم

هرچند جناب محتشمی زمانی که سفیر ایران در سوریه بود، این نیروی مقاومت رو پایه گذاری کرد و کمک‌ها و پشتیبانی‌های پدرخوانده ای به اسم ایران اگر نبود ... حزب اللهی هم در کار نبود
و خب طبیعتاً برای همینه که توی سرودهاشون اول به روح الله و بعد به خامنه‌ای و بعد به نصرالله و شهدای مقاومت قسم می‌خورن که الا اِنَّ حزب الله هم الغالبون
اما مهم مردم لبنانن ... به نظر من بهترین نوع عرب‌ها هستن و البته عرب‌های اروپایی!

ببینید ... حزب الله لبنان یه چیزیه مثل بسیج ِ زمان جنگ ما و اون سالهای اول شکل گیریش
یه عده آدم مخلص و با ایمان که توی هر صنفی هستن و دوره‌های نظامی رو دیدن، وقتی مملکتشون به خطر میوفته می‌رن جلو و صورتشون رو می‌پوشونن و زیر یه پرچم و تحت یه فرماندهی می‌جنگن و اسمشون می‌شه حزب‌الله

کمک‌های تسلیحاتی، مالی و معنوی ایران هم فقط یه بخش خیلی کوچیک از حمایتیه که مردم نقاط مختلف دنیا و بخصوص شیعیان از این گروه مقاومت دارن. (قبول دارم که مملکت خودمون و به خوصوص شخص بنده از کل حزب الله واجب الکمک ترم! اما خب دیگه ... سیاستهای کلی نظام است!!)

از اونور هم حتماً می‌دونید که آمریکا داره سالی دو میلیارد دلار کمک بلاعوض به اسرائیل می‌کنه ...
و این به جز کمک‌های تسلیحاتی ایالات متحده به اسرائیله ...
همون تسلیحاتی که رسماً و جلوی چشم همه باهاش آدم می‌کشن و هیچ دادگاهی هم نیست که قاتل رو بگیره ...
و همه گیر دادن به منتقم که تو باید خلع سلاح بشی و فقط باید گریه کنی وقتی می‌زننت!

حرف آخر:
از ایران هیچ نیروی کمکی عادی* و یا شبه نظامی به لبنان اعزام نمی‌شه .. از هیچ راهی ...
یه عده خودسر با چند تا اتوبوس از مرز ترکیه رفتن به سمت سوریه
اما یه عده شون توی ترکیه موندگار شدن و یه عده هم توی سوریه و نتونستن برن و یه چند نفری هم که رفتن .. خدا بهشون رحم کنه

در واقع شهرهای جنگ زده توانایی ِ دیدن ِ شلوغ شدن صحنه رو ندارن، چه برسه نیروهای دست و پاگیر

حتی هلال احمر هم که ما می‌خواستیم از اونطرف باهاش بریم فقط دو تا هواپیما، غذا و دارو و کمک‌های نقدی ملت رو فرستاد
اونم با هزار دعا و نذر و نیاز که جهودا، جون مادرتون اینا مهمات نیست و روو هوا نزنینش!
و البته نیروی قدس سپاه هم یه تعداد خیلی محدودی از ورزیده ترین نیروهاش رو فرستاده که بنا به مصلحت، اونا هم سعی میکنن زیاد با اسرائیلیا مستقیم درگیر نشن ...
اینکه می‌گم نیرو قدس ... فکر نکنین یه مشت بچه ریشوی بسیجی رفتن تق تق کننا!
هر کدومشون یلی هستن برا خودشون ...
ماشالا هزار ماشالا ... همه هم بچه خوشگل و هیکل فیتنسی!

خلاصه اینکه شاید به خاطر دعای معکوس دوستان و دشمنان ... ما سعادت نداشتیم و بچه‌های هلال احمر هم ترجیح دادن یه مراسم نمادین جلوی ساختمون فلسطین برگزار کنن و ملت شعار بدن و یه بیانیه و ... همین

و دیگه اینکه به نظرم حزب الله اونقدر قوی و سازماندهی شده و محکم هست که می‌تونه توی جنگ زمینی حتی سالها مقاومت کنه ...
اما براشون دعا می‌کنم ...
یعنی دعا می‌کنیم ...
ظاهراً توو این موقعیت تنها کاریه که می‌شه کرد...
و ای کاش که این تنها کاری نبود که می‌شد کرد ...
(یه آه بلند و کشیده لطفاً!)


* منظور از نیروی کمکی عادی همان سیاهی لشگر و معبر میدون مین باز‌کن ِ بی مغز است که سریع جوگیر شده و از فرط غلیان احساسات جان می‌دهند برای جان دادن!

دیگه واقعاً حرف آخر:

یاد یه تیکه از گاهی به آسمان نگاه کن کمال تبریزی افتادم ...
اونجا که هاتف با اصغر راجع به شهید شدنش و جنگ حرف می‌زنن و آخر حرفاشون

هاتف می‌گه: برای چی رفتی جبهه؟
اصغر: برا اینکه شهید بشم
هاتف: (نه خره!) تو رفتی بجنگی, شهید هم شدی، شدی
اصغر: ولی به ما چیز دیگه‌ای گفته بودن (حاج صادق آهنگران اینا رو می‌گه!)
هاتف: تا وقتی نفهمی چطور زندگی کنی باید منتظر باشی (که جنازه‌ت پیدا شه).

(و در کل) هر وقت فهمیدی چطور زندگی کنی، اون موقع می‌میری ...


Posted by ابراهیم on 1385/05/22 at 11:08 [] Comments
--------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------------