تبلیغات
:.: دست نوشته ها - کلماتم اشتباها"اینجا جامانده...؟؟؟!!! :.:
در می گشاید
و باز می گردد
تا با لبخندی بگوید:
ببخشید...
کلماتم اشتباها"اینجا جامانده...

و می رود
تا بفهمم
ان لبخند
و ان دوستت دارم
از ان من نبود
 
پی نوشت : چیزی نمیگه. از در میرم بیرون و در رو پشت سرم میبندم .
 دوست دارم وقتایی که از خواب میپرم و باور نمیکنم این چیزایی که خواب دیدم خواب بودن. خوابای عجیب و غریب و باور نکردی. با یه عالمه اتفاقای فوق العاده .
البته اگه این کابوس های لعنتی تمومی داشته باشه.

Posted by ابراهیم on 1388/11/27 at 23:51 [] Comments
--------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------------